چرا نمی توان به اروپا اعتماد کرد؟



به گفته برخی از کارشناسان بین المللی، پس از جنگ جهانی دوم، اروپا به مستعمره دو بلوک شرق و غرب تبدیل شد و با فروپاشی شوروی در دهه ۱۹۹۰، این قاره به واشنگتن واگذار شد.

اینکه اروپا قدرتی خارج از دایره تصمیم گیری خود آمریکا ندارد، بیش از هر زمان دیگری در مواضع کشورهای اروپایی در قبال ایران نشان داده شده است.

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، اروپایی ها سعی کردند خود را به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا معرفی کنند، اما در عمل از سیاست های واشنگتن در قبال انقلاب اسلامی پیروی کردند.

در دهه ۱۳۷۰ که مذاکرات قاطع دولت هاشمی با اروپا در جریان بود، این کشورها به درخواست آمریکا سفرای خود را از تهران فراخواندند و در دهه ۱۳۸۰ که دولت اصلاحات مذاکرات هسته ای را با ترویکای اروپایی دنبال کرد. این اروپایی ها بودند که به دستور واشنگتن در مذاکرات شکست خوردند.

در دهه ۱۸۹۰ اروپا با خروج از برجام علیه رفتار واشنگتن اقدامی نکرد و اکنون در حالی که اروپایی ها از احیای برجام صحبت می کنند، علیرغم نیاز ایران به انرژی انرژی در اوج بحران اوکراین، در واقع از سیاست های آمریکا پیروی می کنند. برای ادامه محاصره کشورمان!

مجله آلمانی «اشپیگل» در تازه ترین اقدام به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد که آلمان، فرانسه، دانمارک، اسپانیا، ایتالیا و جمهوری چک پیشنهادهایی را برای اعمال تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه ایران به دلیل ادعای نقض حقوق بشر ارائه کرده اند.

این تحریم ها پس از اعمال تحریم های کاخ سفید علیه نهادهای حقوقی ایران و کوری بیش از پیش توافق با کشورمان صورت می گیرد.

واضح است که اگر اروپا در ادعای احیای توافق با ایران صادق بود، نباید قدمی در مسیری می گذاشت که نشان دهد غرب همچنان به دنبال فشار بر جمهوری اسلامی است. این موضع بار دیگر نشان می دهد که اروپا بازی در دست دیپلمات های آمریکایی برای فشار بر کشورهای مستقلی مانند ایران است و نباید مواضع اروپایی ها را مستقل از آمریکا دانست.