پشتیبانی بله، حیف نه


اگرچه تعداد افراد دارای معلولیت در کشور ما زیاد است. اما حضور آنها در جامعه ضعیف است. به نظر می رسد که این موضوع ارتباط مستقیمی با نوع نگاه جامعه به این افراد دارد. این غیبت را چگونه تحلیل می کنید؟

این وظیفه دولت ها در جوامع مختلف است که به نیازها و خواسته های همه مردم رسیدگی کنند تا بتوانند بدون محدودیت در عرصه های مختلف اجتماعی حضور داشته باشند. گاهی با وضع قوانین، گاهی با آموزش مردم، گاهی با ایجاد زیرساخت ها، گاهی با افزایش توانمندی مردم و ایجاد امکانات و تسهیلات برای آنها محدودیت ها رفع می شود.

البته افراد دارای معلولیت گروهی هستند که برای رفع موانع، تغییر ساختارها و تغییر دیدگاه افراد نیازمند توجه هستند. یکی از وظایف نهادهای سرپرستی اطلاع رسانی به مردم از حقوق افراد دارای معلولیت است. در قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت بارها به این موضوع اشاره شده است، به عنوان مثال در مواد ۲۰ و ۲۱ فرهنگ سازی و ارتقای آگاهی عمومی از وظایف وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی است. . شهرداری ها، رسانه ها و همه نهادهایی که توانایی ایجاد آگاهی را دارند. پس اگر شاهد حضور افراد دارای معلولیت در جامعه هستیم به دلیل عدم اجرای قانون است.

افراد دارای معلولیت همیشه از دیدگاه های اسفبار جامعه نسبت به خود شکایت دارند. تفاوت بین نگاه دلسوزانه و نگاه حمایتی چیست؟

شکایت افراد دارای معلولیت در مورد ظاهر رقت انگیز کاملاً صحیح است. یکی از دلایل این دیدگاه ها این است که اکثر مردم از حقوق این افراد اطلاعی ندارند و ثانیاً از توانایی ها، توانایی ها و توانایی های آنها اطلاعی ندارند. دلسوزی برای این افراد سم است و عاملی برای حضور ضعیف آنها در جامعه محسوب می شود. ترحم یعنی نادیده گرفتن توانایی های افراد. افراد توانمند نیازی به ترحم ندارند، بلکه باید قوانینی را اعمال کنند که متناسب با نیازهایشان باشد و به آنها فرصت بدهد.

وقتی از فرهنگ برخورد با افراد دارای معلولیت صحبت می کنیم دقیقاً منظورمان چیست؟ این فرهنگ چگونه باید ایجاد شود؟

اولین قدم در فرهنگ سازی، آشنایی با حقوقشان است. بخشی از این اطلاع رسانی باید از طریق رسانه ها انجام شود، البته به شیوه های جذاب و مستمر تا همه افراد جامعه نحوه برخورد با یک معلول را بیاموزند.

در طول سفرم به هند و تایلند، متوجه نحوه آموزش آنها به جامعه شدم. در هند دانش آموزان عادی به اردوهای مشترک با دانش آموزان معلول می رفتند و یکی دو روز با هم زندگی می کردند. در برخی از این اردوها خانواده ها نیز حضور داشتند. البته نمی گویم حتماً کمپینگ بروید چون ممکن است امکانات ما اجازه ندهد. اما می توان با فیلم و سریال به مردم آموزش داد نه اینکه افراد دارای معلولیت را ضعیف و متوسط ​​نشان داد. البته نباید در توانایی های افراد دارای معلولیت اغراق کرد، بلکه واقعیت وجودی آنها را باید برای مردم دانست تا جامعه به تدریج رفتار صحیح با چنین افرادی را بیاموزد. زمانی که قانون اجرا می شود و اصلاحاتی در شهرسازی ایجاد می شود، نوعی رفتار درست با افراد دارای معلولیت است.

البته باید تاکید کرد که مشکل تنها در نبود جاده و مکان مناسب نیست.

بله دقیقا. به عنوان مثال، اکثریت قریب به اتفاق کارگران در سازمان ها و مؤسسات عمومی زبان اشاره نمی دانند. حتی در سازمان هایی که به افراد دارای معلولیت خدمات ارائه می کنند، این کارمندان لب خوانی را بلد نیستند در حالی که این یکی از روش های ارتباطی است. بنابراین باید در این زمینه ها سخت کوشید و اقدامات زیادی برای تغییر کیفیت زندگی معلولان انجام داد. ما باید از طریق آموزش در مدارس، مشارکت خانواده در این مسائل و برنامه ریزی محله محور، تغییر رفتار مردم را نسبت به جامعه معلولان آغاز کنیم.

ایجاد شغل، کاری که نباید فراموش شود

یکی از راه های کمک به حضور افراد دارای معلولیت در جامعه، ایجاد فرصت های شغلی برای آنان است.
در ماده ۱۵ قانون جدید حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت تاکید شده است که کلیه دستگاه ها و نهادهای دولتی و عمومی که از بودجه دولتی استفاده می کنند موظفند ۳ درصد از پست های رسمی، پیمانی و کارگری را به افراد دارای معلولیت اختصاص دهند. معلولیت ها . قانون تأیید می کند که در صورت عدم رعایت این تعهد، متخلفان به مجازات مالی یا انفصال موقت یا دائم از سمت های اداری و حساس محکوم می شوند.
در فصل پنجم این قانون، صندوقی برای حمایت از فرصت های شغلی افراد دارای معلولیت در نظر گرفته شد که وظیفه آن پرداخت تسهیلات اعتباری به واحدهای جذب کننده معلولان است. همچنین در قانونی که تاکید شده کارفرمایانی که این افراد را استخدام می کنند مشمول حمایت های بیمه ای تا سقف ۳۰ درصد خواهند بود.
تمامی این تضمین های قانونی بر لزوم ایجاد فرصت های شغلی برای افراد دارای معلولیت تاکید دارد، در حالی که ایجاد فرصت های شغلی برای آنها یکی از راه های باور مردم به توانایی ها و توانمندی های این افراد است.