من از مجازات اعدام می ترسم



عماد پس از نمایش فیلم یکی از سرقت هایشان دستگیر و پس از محاکمه به اتهامات جنگی به اعدام محکوم شد. شریک زندگی وی محمد ۱۷ ساله تحت تعقیب بود که دو روز پیش در ویلا در شهر شهریار در غرب استان تهران دستگیر شد. محمد ۱۷ ساله وحشت زده است و می ترسد که به سرنوشت دوستش نیز دچار شود.

چه مدت در ایران بودید؟

خانواده من ۲۰ سال پیش به ایران آمدند و در محله مولوی ساکن شدند. او در ایران به دنیا آمد و در خانواده ای هفت نفره بزرگ شد.

کار میکردی یا درس میخوندی؟

در کارگاه خیاطی کار می کردم و حقوقم شش میلیون تومان بود.

چرا دزد شدی؟

خواهرم تشنج تومور مغزی داشت. دکترش گفته بود اگر جراحی نکند می میرد. ۶۰ میلیون تومان پول نیاز داشتم. به همین دلیل پیشنهاد دزدی عماد را پذیرفتم.

از روش دزدی بگویید.

موتور سوار می شدیم و به بزرگراه ها می رفتیم و نماز می خواندیم. عماد با شناسایی راننده ها و رانندگان پشت چراغ قرمز راننده را تهدید می کرد و با قمه می زد و من گوشی های آنها را که بیشتر سامسونگ بود می دزدیدم.

از اولین دزدی خود بگویید.

آن شب یک راننده زن پشت چراغ قرمز بود. آمدیم دزدی کنیم که چراغ سبز شد و حرکت کرد. ترسیدیم و تسلیم شدیم. چند روزی دست از کار کشیدیم و بعد از چند روز دوباره رفتیم دزدی کردیم و این بار هم جواب داد.

چند بار دزدی کردی؟

من در ۳۰ سرقت با او بودم.

سهم شما از فروش اموال مسروقه؟

هر بار دو تا سه میلیون تومان می گیرم. شما در این چند ماه ۳۰ میلیون تومان دریافت کرده اید. آنقدر می خواستم دزدی کنم که ۳۰ میلیون دیگر برای درمان خواهرم صرف شود.

ملک را به چه کسی می فروشید؟

عماد گوشی های سرقتی را به مردی فروخت و پولش را گرفت. حتی این مرد به ما گفت که برای چه نوع گوشی سرقت کنیم.

آیا فیلم سرقت خود را دیده اید؟

با تلفن یکی از دوستانم او را دیدم و متوجه شدم باید مخفی شوم تا اینکه چند هفته پیش متوجه شدم عماد دستگیر شده و از تهران خارج شدم. باغی در شهریار اجاره کردم و روزی ۵۰ هزار تومان می دادم و آنجا دستگیر شدم.

چه قضاوتی در انتظار شماست؟

از آنجایی که فهمیدم شریک زندگی من محکوم به اعدام شده است، می ترسم محکوم به اعدام شوم.

جام جم