مروری بر شکست آمریکا در افغانستان


در آن زمان (پس از حوادث ۱۱ سپتامبر) نظرسنجی های عمومی در آمریکا نشان داد که بیش از ۸۰ درصد از شهروندان این کشور از حمله و اشغال افغانستان حمایت می کنند. اما با گذشت ۲۰ سال، این معادله کاملاً تغییر کرده است. نظرسنجی ها در سال گذشته نشان می دهد که بیش از ۶۵ درصد از شهروندان آمریکایی به طور کلی با خروج از افغانستان موافق هستند و بر سر نحوه و روش این خروج توسط دولت بایدن وارد اختلاف و اختلاف نظر شده اند. اشغال افغانستان روزانه ۳۰۰ میلیون دلار برای دولت و ارتش آمریکا هزینه داشت، علاوه بر این، اشغالگران آمریکایی و ناتو در این کشور به هیچ یک از اهداف اعلام شده خود از جمله ایجاد امنیت دست نیافتند.

دولت آمریکا در دوره ترامپ و در جریان توافق محرمانه با طالبان در مذاکرات دوحه تصمیم به خروج از این کشور گرفت. پس از تحلیف بایدن در کاخ سفید، رئیس جمهور جدید آمریکا تلاش کرد این «نقشه راه» را اجرا کند. بایدن با پایبندی به این سیاست، اقدام به خروج سریع نیروها از افغانستان کرد. این رویدادها در حالی رخ داد که دولت اشرف غنی که تحت حمایت آمریکا بود در این روند نقشی نداشت و نتیجه ۲۰ سال تجهیز و آموزش ارتش و نهادهای امنیتی افغانستان سقوط سریع امنیت بود. نیروها ولایات مهم این کشور بالاخره با سرعتی سریع کابل را تصرف می کنند. غیر منتظره نبود! همین موضوع باعث شد تا دولت و ارتش آمریکا در مدیریت «صحنه عقب نشینی در افغانستان» با بحران مواجه شوند. انفجارهای فرودگاه کابل که منجر به کشته و زخمی شدن ده ها سرباز آمریکایی شد، نمادی از عدم کنترل و سردرگمی واشنگتن و دیگر اعضای ناتو در روند خروج فوری از افغانستان است. موضوع مهم دیگری که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، تغییر چارچوب و مدل استراتژیک آمریکا در زمینه «مداخله» در کشورهاست. طی دهه گذشته، آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که مدل «جنگ نیابتی و جنگ غیرمستقیم» در کشورهای هدف باید با «حضور مستقیم و اشغال» جایگزین شود. ایجاد داعش و حمایت از تروریسم تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.

از سوی دیگر، رهبران آمریکایی همزمان دو سیاست تبلیغاتی متضاد را در افغانستان اتخاذ کردند: اول، نظم و هنجارشکنی و دوم، برقراری نظم و ایجاد معیارها. در واقع آمریکایی ها سعی کردند ابتدا با حضور نظامی و سپس با تغییر بسترهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی منطقه، اهداف خود را در منطقه دنبال کنند. افغانستان به دلیل همجواری با کشورهای مهم و قدرتمند مانند روسیه، چین، پاکستان و ایران و موقعیت استراتژیک در حوزه نفوذ و همچنین نزدیکی به منابع انرژی، جاذبه های ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک ویژه ای برای آمریکا دارد. ما نباید فراموش کنیم که این اهمیت ذاتی (آمریکا) هنوز هم صادق است.

ارائه هرگونه تحلیل از وضعیت امنیتی افغانستان بدون در نظر گرفتن متغیری به نام ناتو قطعا ناقص خواهد بود. نباید فراموش کرد که ایالات متحده در کنار اعضای اروپایی ناتو، تولید کننده اصلی بحران امنیتی در افغانستان است و در آینده، واشنگتن و متحدان امنیتی اش در نظام بین الملل همان استراتژی های بحران ساز را بازتعریف خواهند کرد. در چارچوب های رفتاری و تاکتیکی جدید. همانطور که در ابتدا اشاره شد، رسانه های غربی در تلاش برای تحلیل وضعیت کنونی افغانستان هستند، آنها به نقش ناتو و به ویژه ایالات متحده در تولید مستمر بحران های امنیتی در افغانستان و شبه قاره هند اشاره ای نمی کنند. ناتو اکنون در افغانستان حضور ندارد، اما عامل بحران کنونی در این کشور است.

از سوی دیگر، خروج فوری و ناهماهنگ ایالات متحده از افغانستان، که دولت ترامپ آن را یکجانبه گرایی از سوی دولت بایدن می داند، منجر به اختلافات شدید و بی سابقه ای در میان اعضای ناتو شده است. اقیانوس اطلس امروز بیش از هر زمان دیگری در بحران است. روابط کنونی دو سوی اقیانوس اطلس (آمریکا – اروپا) پس از خروج ناگهانی آمریکا و متحدانش از افغانستان به شدت آسیب دید. این موضوع باعث شده تا ایده تشکیل ارتش واحد اروپایی به طور جدی از سوی وزرای دفاع ۲۶ کشور عضو اتحادیه اروپا مطرح شود. اگرچه مقامات اروپایی مدعی هستند که این ساختار به جایگزینی برای ناتو تبدیل نخواهد شد، اما برای همه روشن است که تشکیل ارتش واحد اروپایی مقدمه ای برای فروپاشی پیمان آتلانتیک شمالی است. نباید فراموش کرد که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ناتو فلسفه وجودی خود را از دست داد، اما مقامات آمریکایی و اروپایی بر حفظ اتحاد استراتژیک و امنیتی خود در نظام بین‌الملل اصرار داشتند. اکنون هیچ چشم اندازی برای حفظ این اتحاد استراتژیک و امنیتی در آینده وجود ندارد.

متغیر دیگری که در تحلیل تحولات افغانستان باید مورد توجه قرار گیرد، «تروریسم تکفیری» با داعش است. رابطه تروریسم آمریکایی با تروریسم تکفیری در سال های گذشته و اخیر به طور کامل قابل مشاهده و تحلیل است. بر این اساس، از زمان اشغال افغانستان، چهار رئیس جمهور آمریکا (بوش جونیور، اوباما، ترامپ و بایدن) سعی کردند این تز کلی را به دیگران القا کنند که ثبات افغانستان تنها یک کلید دارد و آن اصطلاح مداخله غرب در این کشور. واشنگتن برای تثبیت این اظهارات نادرست، در پشت صحنه، ستون های تروریسم تکفیری را در افغانستان و شبه قاره هند تقویت کرد. طی ماه های گذشته اسناد مهمی در رابطه با حمایت آمریکا از داعش در افغانستان به دست آمده است. شبکه داعش شامل اتباع افغانستان، پاکستان، هند و میانمار است و در حال حاضر در ۱۵ ولایت افغانستان از جمله مناطق شرقی، جنوبی و جنوب شرقی حضور دارد. سوال اصلی اینجاست که تروریست های تکفیری با چه حمایت و سازوکاری از عراق و سوریه به افغانستان هدایت و منتقل شدند؟

منبع: روزنامه جام جم