صاعقه چاقو بازنده را تسلیم می کند



خودتان را معرفی کنید؟
محسن ۳۴ ساله و متاهل است.
سطح تحصیلات شما چقدر می باشد؟
تا سوم راهنمایی درس خواندم.
چه کار می کنی؟
من قبلاً سفر می کردم و از این راه مراقبت می کردم، اما با گرانی اجناس سفر دیگر فایده ای نداشت، به همین دلیل به دوستم که تجربه داشت پیشنهاد دادم برای کسب درآمد خوب با هم به زورگیری برویم.
آیا اعتیاد دارید؟
بله، من ۱۸ ماه است که معتاد شیشه هستم و مصرف کننده دائمی آن شده ام.
آیا شما تاریخ دارید؟
یک بار برای بسیج دستگیر و زندانی شدم. من هم آنجا با دوستم آشنا شدم. پس از آزادی تصمیم گرفتیم از زور استفاده کنیم.
نقش شما در سرقت ها چیست؟
من دزد بودم
اموال مسروقه چگونه تقسیم شد؟
هر چه به دست آوردیم، نیمی از آن را تقسیم کردیم. احمد یکی از آشنایان داشت که وسایل دزدی را به او می فروخت و پول را با هم تقسیم می کردیم.
چقدر از متقلب ها درآمد دارید؟
با فروش طلاها ۲۴ میلیون تومان گرفتیم که فکر می کنم برای دو ماه کار پول کمی نیست.
آیا همسرت می دانست که با یک دزد زندگی می کند؟
نه هفته گذشته وقتی دستگیر شدم و فهمیدم زنان را مجبور می کنم، به من گفت که به زودی طلاق می گیرد. هر چقدر التماس کردم که این کار را نکند فایده ای نداشت و گفت به زودی برای طلاق به دادگاه خانواده می رود.
چطوری دزدی کردی؟
داشتیم تو خیابون راه میرفتیم و اگه میدیدم یه نفر طلا داره میرفتم پایین و سریع دستبند یا گردنبندشو میذاشتم پایین.
آیا از چاقو در باج گیری خود استفاده کردید؟
بله، چندین بار مجبور بودم صاعقه تیز چاقو را نشان دهم تا بترسد و من دستبندش را بدزدم. وقتی بازنده چشمک زدن چاقو را می بیند، تسلیم می شود.
در کدام نقاط تهران سرقت شد؟
ما بیشتر سرقت هایمان را در منطقه نیروی هوایی انجام می دادیم و چندین بار برای انجام سرقت به افسریه رفتیم. ما بیشتر در شرق تهران بودیم.
آیا می توانید رضایت شاکیان را بگیرید؟
بله، من پول دارم، اما مشکل اینجاست که قاضی حکم سختی حدود صد میلیون تومانی را که دادستان مطالبه کرده بود، صادر کرد و فکر می کنم الان باید در زندان باشم.
آیا ویدیوی شما در فضای مجازی منتشر شده است؟
بله، یک بار خانمی میانسال را دیدیم که می خواست وارد خانه ای شود. سریع به او نزدیک شدم تا دستبندش را بدزدم و با هم درگیر شدیم. در جریان دعوا کلاهم را از سرم برداشت و صورتم به وضوح مشخص بود. مدتی قبل از دستگیری متوجه شدم که فیلم من در فضای مجازی منتشر شده است.
چرا زنان را برای اجبار انتخاب کردید؟
من عقل سالمی ندارم و چون شیشه می کشم هیچ قدرتی از خودم ندارم. نفهمیدم چرا این کارها را می کردم.
عذاب وجدان نداشتی؟
چرا عذاب وجدان داشتم اما وقتی شیشه را می کشیدم چیز دیگری نمی فهمیدم و مجبور شدم دزدی کنم.

می خواستم سالم زندگی کنم، اما نمی توانستم
احمد در این سرقت ها نقش دوچرخه سوار را بازی می کرد و با کمک دوستش طلاهای این زنان را به سرقت می بردند.
خودتان را معرفی کنید؟
احمد ۳۳ ساله و متاهل است.
آیا شما فرزندان
بله، من یک پسر مدرسه ای دارم.
چقدر مطالعه کردی
من لیسانس حقوق دارم.
آیا شما معتاد هستید؟
نه، من حتی سیگار هم نمی کشم.
آیا شما تاریخ دارید؟
بله، یک بار به اتهام چمدان شناسایی و دستگیر شدم و به زندان رفتم. من شش سال در زندان بودم و در اواسط سال ۲۰۱۸ پس از گذراندن دوران محکومیتم آزاد شدم.
چرا شش سال در زندان ماندی؟
جلب رضایت شاکیان؛ آنها راضی نبودند و من پولی نداشتم که به مالباختگان بدهم و آنها را راضی کنم. به همین دلیل شش سال به خاطر یک کیف در زندان ماندم.
بعد از اینکه از زندان بیرون آمدی چه کردی؟
نمی خواستم راه دیگری را بروم، به همین دلیل یک موتور سیکلت خریدم و به عنوان موتور فروش مشغول به کار شدم.
اما تو نتوانستی و با دوستت به سرقت از زنان رفتی؟
درآمد و خرج با هم مطابقت ندارند و هر چه بیشتر کار می کردم ناامیدتر می شدم. زندگی ام خوب پیش نمی رفت، مجبور بودم اجاره خانه را بپردازم، از طرفی هزینه های تحصیل فرزندم بالا بود و شغلی با درآمد مناسب پیدا نمی کردم. به همین دلیل با همکاری شریک سابقم به سرقت ادامه دادم. من موتورسوار بودم و شریکم که تبعه ترکیه بود پس از اجبار به سرقت از موتور سیکلت فرار کرد.
را
منبع: ضمیمه روزنامه طپش جم