ربات ها با زندگی ما چه خواهند کرد؟



حدود ۲۵ سال پیش، جمعیت شناسان ژاپنی به این نتیجه رسیدند که ژاپن جوانان کافی برای مراقبت از سالمندان خود در آینده نخواهد داشت. بنابراین آنها شروع به توسعه رباتی به نام Wandakun کردند که می تواند در این زمینه کمک کند.
ونداکون یک کوآلای مرموز است که هنگام لمس غرغر می کند، آواز می خواند، عباراتی را به زبان می آورد و می تواند به عنوان یک همراه برای افراد مسن عمل کند. برای بسیاری از مردم، روبات ها مفهوم مراقبت را تغییر داده اند. در حال حاضر، اغلب فقط هوشیار بودن و علاقه به چیزی است که یک ربات می تواند انجام دهد. یکی از شرکت کنندگان در مورد دستگاهی که ناخن های افراد را می بندد، گفت: “این یک کامپیوتر محبت آمیز است.” یا [کسی که] اگر تنها باشی، او با تو صحبت خواهد کرد.»
برخی از مردم فکر نمی کنند تفاوت زیادی بین یک فرد واقعی و یک ربات که وظایف مراقبتی را انجام می دهد وجود دارد. هر دو محتاط هستند و همین کافی است. میریام ۷۲ ساله که در خانه سالمندان زندگی می کند، به ربات خود، بارو، علاقه زیادی دارد که با او صحبت می کند و رازها را با او در میان می گذارد. در نهایت، بارو واقعاً به او اهمیت نمی دهد و نمی تواند این کار را انجام دهد، اما پرستاران و سازندگان بارو فکر نمی کنند این مشکل خاصی باشد.
این فقط سالمندان و مراقبان آنها نیستند که شروع به استفاده از روبات ها به عنوان همراه کرده اند. مخاطبان وسیع تری نیز شروع به پذیرش آنها کرده اند. چرا؟ یک دلیل این است که وقتی روبات ها از ما مراقبت می کنند، فراموش می کنیم که آنها ماشین هستند.
نیاز به مراقبت مداوم دارد
تاماگوچی، یک بازی دیجیتالی بسیار محبوب در دهه ۱۹۹۰، این پدیده را به تصویر می کشد. تاماگوچی دستگاه‌های نسبتاً ساده‌ای بودند، با نمایشگرهای کوچک موجودی شبیه حیوان را با نیازهای اولیه مانند خوردن و خوابیدن نشان می‌دادند.
آنها نیاز به مراقبت مداوم داشتند. بچه ها به آنها غذا دادند و غسل دادند و کاملاً به آنها وابسته شدند. بسیاری از کودکان معتقد بودند که احساسات آنها نسبت به تاماگوچی متقابل است. با واقعی‌تر شدن روبات‌ها، درک اخلاقی ما از آنها تغییر خواهد کرد.
یک محقق آزمایشی ابداع کرده است تا میزان واقعی بودن یک جسم بی جان را قبل از اینکه افراد در هنگام آسیب دیدگی مضطرب شوند، اندازه گیری کند. برای این مطالعه، از شرکت کنندگان خواسته شد که سه شی را وارونه نگه دارند: یک عروسک باربی، یک ربات پرنده مانند Furby و یک جونده زنده.
شرکت کنندگان واکنش گسترده ای به جونده نشان دادند و جرأت نداشتند آن را وارونه کنند، در حالی که از انجام این کار با باربی بدشان نمی آمد. آنها با انجام کارهایی مانند آویزان کردن عروسک از موهای او رضایت داشتند. با این حال، Furby مورد جالبی ایجاد کرد. هنگامی که Furby غم و اندوه خود را ابراز کرد، اکثر شرکت کنندگان احساس گناه کردند و پس از ۳۰ ثانیه یا بیشتر آن را برگرداندند.بنابراین وقتی از ما خواسته می شود به ربات هایی که احساس می کنند یا واقعی تر عمل می کنند آسیب برسانیم، اغلب با یک دوراهی اخلاقی مواجه می شویم.
ما دیده‌ایم که برخی از ربات‌ها می‌توانند به اندازه‌ای «واقعی» به نظر برسند که ما را مجبور کنند به آنچه نیاز دارند فکر کنیم. و برای برخی از افراد، ربات ها به اندازه کافی واقعی هستند که به همراهان اجتماعی تبدیل شوند و نیازهای اجتماعی خود را برآورده کنند.
آیا کمتر با ربات ها تنها می شویم؟
تیم، مردی ۵۳ ساله، از اینکه مادرش را در خانه سالمندان می‌گذارد، احساس گناه می‌کند، حتی اگر چند بار در هفته به او سر بزند. او می گوید: «از اینکه او را در آن اتاق گذاشتم متنفر بود.
با این حال، بارو، یک ربات فوک مانند که به لمس حساس است و در واقع می تواند چند کلمه را بفهمد، باعث شد او احساس بسیار بهتری نسبت به تعاملات اجتماعی مادرش داشته باشد. او می گوید: “او آن را در دامان خود می گذارد.” صحبت کردن با او این خیلی کمتر افسرده کننده است.» اگرچه بارو زنده نیست، اما تیم احساس می کند که مادرش اکنون که صاحب ربات است کمتر تنها شده است، و اینکه برخی از ربات ها بیش از «به اندازه کافی واقعی» هستند – برخی از مردم ربات ها را به همراهان خود ترجیح می دهند. به عنوان مثال، شما در قبال یک ربات همان مسئولیتی که با یک حیوان دارید ندارید.
یولاندا، دختر ۱۱ ساله ای که با سگ رباتی به نام AIBO بازی می کند، این را آموخت. در ابتدا، او فکر می کرد AIBO جایگزین خوبی برای بچه هایی است که نمی توانند حیوان خانگی واقعی داشته باشند، اما از آن زمان به این نتیجه رسید که AIBO ممکن است بهتر باشد. او گفت: “شما می توانید آن را خاموش کنید و شما را اذیت نمی کند.” بنابراین ربات ها فقط جایگزینی برای همراهان سنتی ما نیستند. برخی ربات ها را بهتر از همراهان انسان یا حیوان می دانند. ربات ها به بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ تبدیل شده اند و ممکن است در آینده بیشتر و بیشتر شبیه انسان شوند.
ربات های واقعی چه تاثیری بر ما خواهند گذاشت؟
ما می توانیم بیشتر به آنها وابسته شویم. افراد مسن که دوستان یا همراهان کمی دارند و به ویژه آسیب پذیر هستند، به سرعت مجذوب روبات ها می شوند.
داستان اندی ۷۶ ساله را در نظر بگیرید که در یک خانه سالمندان زندگی می کند و به دلیل دلتنگی برای خانواده و سابقش برای یافتن دوستان جدید تلاش می کند. یک ربات کوچک به نام My Real Baby به من داده شد. او شروع به تعامل با او کرد که انگار او زنده است و نام او را به نام همسر سابقش می گذاشت. او اکنون از این عروسک برای یادآوری لحظات خوبی که با همسرش داشته استفاده می کند. او همچنین از عروسک برای بحث در مورد طلاق خود استفاده می کند. برای افرادی مانند اندی، پیوند با یک ربات می تواند آرامش روانی زیادی را فراهم کند.
همچنین می تواند آسان تر از ارتباط با افراد واقعی باشد، شاید حتی بیشتر. با این حال، اتکای فزاینده ما به روبات‌ها عواقبی دارد. به عنوان مثال، در صورت خراب شدن یا نقص در عملکرد یک ربات، کودکان به ویژه در معرض آسیب هستند. نویسنده متوجه این مشکل در تعامل دختر ۱۲ ساله ای به نام استل و رباتش به نام Kismet شده است. Kismet به عنوان یک ربات، نرم و نوازشگر، با چشمان درشت و ویژگی های واقعی است. با این حال، هنگامی که استل با آن بازی می کرد، به مشکلی برخورد کرد و فکر کرد که به نحوی کار اشتباهی انجام داده است. در نتیجه، استل احساس کرد که کیسمت او را دوست ندارد، ربات در پاسخ به اقدامات او خجالت زده بود (در حالی که قبلاً آسیب دیده بود). وقتی بچه‌ها با روبات‌هایی ارتباط برقرار می‌کنند که واقعی‌تر از غیر واقعی هستند، اگر مشکلی در این فناوری پیش بیاید، احساسات آنها آسیب می‌بیند.
آیا روابط با ربات ها همیشه مثبت است؟
جالب است که برخی افراد ممکن است وسوسه شوند که از روابط انسانی خود به نفع روابط رباتیک غفلت کنند. برخی از افراد ممکن است آنقدر درگیر ربات های خود شوند که افراد اطراف خود را فراموش کنند.
ادنا، ۸۲ ساله، که از ربات My Real Baby مراقبت می کند، وقتی ربات در اطراف است، نوه اش گیل را نادیده می گیرد. وقتی ادنا و جیل تنها هستند، ادنا می تواند روی نوه اش تمرکز کند. اما وقتی ربات وارد می شود، ادنا توجه خود را به کودک معطوف می کند. ادنا می تواند آنقدر با ربات خود درگیر شود که درخواست های جیل برای جلب توجه را نادیده می گیرد.
با این حال، برخی از افراد ممکن است بخواهند روابط انسانی خود را با روابط رباتیک جایگزین کنند. وسلی، ۶۴ ساله، که سه بار از هم جدا شده است، یک نمونه است. او فکر می کند به دلیل خودمحوری خود همیشه به دیگران صدمه می زند، اما با یک ربات، این مشکلی نیست. بنابراین ربات تعامل اجتماعی مورد نیاز را بدون خطرات فراهم می کند.
ربات ها را تعریف کنید
این روزها مردم – به ویژه نوجوانان – بیشتر وقت خود را در اینترنت صرف می کنند تا هویت آنلاین ایجاد کنند.
اریک اریکسون روانشناس رشد گفت که بازی هویت، زمانی که افراد شخصیت خود را تجربه می کنند، بخش مهمی از نوجوانی است. امروزه به لطف تکنولوژی، انواع فرصت های جدید برای بازی هویت وجود دارد.
افراد می توانند آواتارهایی ایجاد کنند که نمایش گرافیکی شخصیت های آنها در بازی های ویدیویی یا محیط های واقعیت مجازی است. سپس می توانند از آواتار برای کاوش یا “آزمایش” شخصیت های مختلف استفاده کنند.
به طور کلی، سایت های رسانه های اجتماعی بستر دیگری را برای بازی هویت فراهم می کنند. مونا که یک نوجوان است مدام در حال به روز رسانی پروفایل فیس بوک خود است زیرا می ترسد به اندازه کافی باحال به نظر نرسد. دوست او هلن با چالش های مشابهی روبرو شد و از خود پرسید: “با چه کسی باید به صورت آنلاین دوست شوم؟” “من واقعاً می خواهم فقط دوستان باحالم را در لیست داشته باشم، اما با بسیاری از بچه های دیگر در مدرسه دوست دارم.”
نوجوانانی مانند مونا و هلن تصمیمات خود را در فیس بوک با احتیاط کامل می گیرند. آن‌ها هویت واقعی خود را با شکل‌دهی و تغییر شکل آزمایش می‌کنند، مگر اینکه خودشان را آنلاین نشان دهند.
البته، حفظ هویت آنلاین می‌تواند استرس‌زا باشد، زیرا بسیاری از مردم نگران این هستند که چگونه تصویرشان برای دیگران ظاهر می‌شود. پسرا هم تحت تاثیر قرار میگیرن برد زمان زیادی را صرف تکمیل شخصیت “باحال” اینترنتی خود می کند. او احساس می‌کند که باید بخش‌هایی از شخصیت خود را پنهان کند، مانند عشقش به هری پاتر، زیرا او «ناز» نیست. برد می ترسد که اگر تمام علایق و ویژگی های مثبت خود را یادداشت نکند “باحال” به نظر نرسد، اما اگر بیش از حد لاف بزند، بیهوده به نظر می رسد.
این احساسات بخشی عادی از نوجوانی است، اما جوانان در حال حاضر نوجوانی را در صحنه عمومی تر از همیشه پشت سر می گذارند. این می تواند استرس بیشتری ایجاد کند زیرا هر اشتباهی که انجام می دهند برای همه ثبت می شود.
آیا در دوران نوجوانی ساعت ها با دوستان خود تلفنی می گذراندید؟ امروزه نوجوانان به جای تماس تلفنی به یکدیگر پیامک می دهند. حتی بزرگسالان نیز تمایل دارند کمتر از تلفن استفاده کنند، زیرا فکر می کنند اکنون تماس تلفنی بسیار دشوار است. راندولف، معمار، می‌گوید: «اکنون که ایمیل وجود دارد، مردم انتظار دارند که تماس پیچیده‌تر باشد… مردم انتظار دارند زمان بر باشد، وگرنه شما با آنها تماس نخواهید گرفت. تارا، وکیل، معتقد است که تماس های تلفنی باید فوری باشد، در غیر این صورت شما “ایمیل می فرستید”.
البته، به عنوان مثال، پیام‌رسانی فوری و ایمیل می‌توانند برای زمان‌بندی قرار ملاقات راحت‌تر باشند. لئونورا، پروفسور شیمی، همه قرارهای ملاقات خود را از طریق ایمیل، گاهی از ماه‌ها قبل ترتیب می‌دهد. او خیلی شلوغ است که نمی تواند این کار را به روش دیگری انجام دهد، و همچنین متوجه شده است که دوستانش نیز او را دوست دارند.
نوجوانان به خصوص دوست دارند اغلب در طول روز پیامک بفرستند، زیرا آنها این نوع ارتباط را آسان و آرامش بخش می دانند. آیلین ۱۷ ساله می گوید که روزانه حداقل ۲۰ پیام برای هر شش دوستش ارسال می کند. او همچنین ۴۰ پیام فوری دیگر از رایانه خود ارسال می کند. او فکر می‌کند ارسال پیامک آسان‌تر است، زیرا “وقتی می‌توانید درباره آنچه می‌خواهید بگویید، می‌توانید با کسی صحبت کنید که در صحبت کردن با او مشکل دارید.” بنابراین مردم به ندرت با یکدیگر تماس می گیرند، اما بسیاری از ما انتظار داریم به لطف تلفن هایمان همیشه در دسترس باشیم.
آنچه خواندم نگاهی به کتاب «تنها، با هم» نوشته ترکل بود. شری ترکل، جامعه شناس و روانشناس بالینی، روابط مردم با فناوری را از آغاز جنبش رایانه های شخصی در اواخر دهه ۱۹۷۰ مورد مطالعه قرار داده است. او استاد مطالعات اجتماعی علم و فناوری در MIT و مدیر مؤسس MIT Initiative on Technology and the Self است. ترکل نویسنده شش کتاب پرفروش و سه مجموعه ویرایش شده است. آخرین کتاب او، خاطرات دلسوزانه از مردم نگاری صمیمی او، بر اساس زندگی خصوصی او است و به بررسی نیروهای فکری و عاطفی می پردازد که او را در زن و دانشمندی که هست، شکل داده است.

منبع: ضمیمه روزنامه جام جم کلیک کنید