ترس از هیچ


نویسنده محمد حسین کرمی – طراح مد و مد در “زالاوا”

ترس از هیچ

این فیلم داستان مردی را روایت می کند که به عقیده خود پایبند است و بهای سنگینی می پردازد. اگرچه «زالاوا» حالتی چند ژانر دارد، اما موضوع ترس نیز در آن مطرح می شود.

موضوعی که کمتر در سینمای ایران به آن پرداخته می شود و تجربیات ما به عنوان مجریان چنین فیلمی و در چنین فضایی نسبت به سایر حوزه ها کمتر است. برای رفتن به هوا بر اساس ترس، خطر و هیجان وجود داشت.

اولین چیزی که با ارسلان امیری (کارگردان زالاوا) در میان گذاشتیم و به این نتیجه رسیدیم این است که نمی خواهیم با عناصر فانتزی و ابزار خاص ترس ایجاد کنیم، بلکه می خواهیم به ساده ترین شکل ممکن چنین حسی را در مخاطب ایجاد کنیم. چیزهای اطراف

به همین دلیل برای جن گیری به سراغ شیشه مربا رفتیم، حتی مربا هم قرار بود از اول داخل شیشه باشد و بعد آن را خالی کنند و از آن برای جن گیری ارواح شیطانی استفاده کنند که به دلایلی رد شد.

ترس های ما قرار بود دور از کلیشه های سینمای وحشت ایران باشد. در اینجا ما در مورد وحشتی صحبت می کنیم که هر یک از ما ممکن است در آن سقوط کنیم. اینجا هیچ هیولا، خون آشام یا گرگینه ای وجود ندارد.

قرار است تماشاگر بدون دیدن چیزی طعم ترس را بچشد. ما تا پایان فیلم به این قرارداد پایبند هستیم.

در واقع ترسی که قرار بود ایجاد کنیم، ترس از هیچ است. این ترس از هیچ بود که ما را به چالش کشید. چگونه مخاطب را بترسانیم.

همیشه قرار بود که عموم مردم را در دوراهی وجود یا عدم وجود یک موجود ترسناک و وضعیت عدم اطمینان و عدم اطمینان قرار دهیم. فکر می‌کنم این بلیت برنده «زالاوا» است تا مخاطبی را به خود جذب کند. چرا که مخاطب ما آنقدر فیلم های ترسناک خوب در سینمای جهان دیده است که ترساندن آنها بسیار سخت است.

چالش بعدی این بود که فیلم را در یک محیط محلی، جغرافیایی و آب و هوایی خاص روایت کنیم. نکته جالب برای من نگهبان عامری بود که برای انتخاب این اقلیم باز است.

در برخوردهای اولیه با او گفت چون خودم کرد هستم، این اقلیم را برای روایت داستان انتخاب کرده ام. ما هم با این گزینه موافقت کردیم و تسلط کارگردان بر امور قومیتی و فرهنگ آن محیط نقش مهمی در این توافق داشت.

کردستان با وجود زیبایی که دارد فضاها و موقعیت های خاصی دارد و مستعد قصه گویی خصوصی است. آن منطقه به خصوص در محیط های روستایی از نظر معماری دارای فضای منحصر به فردی است و وجود پالت رنگی و فضاهای سنگی تکراری آن را برجسته می کند.

جدا از استفاده و برجسته کردن این ویژگی ها، سعی کرده ایم به گرافیک پرتره چالش برانگیز و چالش برانگیز برسیم. گویی همین حال و هوا سختی را بر اهالی داستان تحمیل می کند. همه عناصری که از محیط و جغرافیا گرفتیم به ایجاد فضای کار کمک کرد.

به دور از کلیشه های هالیوود

علاوه بر این، طرحی که ما برای فضاهای دیگر فیلمبرداری کردیم، آن فضا را نیز تقویت کرد، مانند آن میدان در ابتدای فیلم که در آن یک خانه جن زده را می بینیم. ما خیلی سعی کردیم این خانه شبیه کلیشه های هالیوود و فیلم های وسترن نباشد. به همین دلیل حتی رنگ خانه را گرمتر از دیگر خانه ها و فضاهای داستان دانستیم.

ترس از هیچ

اتفاقاً به جای اینکه این خانه را دور از محیط روستا قرار دهیم، آن را در فضایی بسیار سرسبز، پر از زندگی و پر جمعیت در نظر گرفتیم. در طراحی خانه و مرکز بهداشت دکتر ملیحه بر طبیعی بودن تاکید داشتیم و از اغراق و کلیشه های ترسناک پرهیز کردیم.

در جزییات تجهیزات و لوازم این خانه / مرکز بهداشت و سایر مکان ها مانند سربلندی، کاملاً بر اساس واقعیت های سال های گذشته و اسناد آن دوره تاریخی عمل کرده ایم.

لباس های این کار هم یک ویژگی عمده داشت و بیشتر لباس هایی که روی افراد می دیدیم، لباس فرم و لباس های خاص بود. ما یک گروه نظامی داشتیم، از اصطبل گرفته تا همه نیروهای پاسگاه، باید لباس آن دوره تاریخی را می پوشیدند.

لباس ملیها نیز یک لباس خاص به عنوان یک نیرو در سپاه دانش بود. لباس کردی که لباس روستاییان بود کمی ما را تیز می کرد و به غیر از رنگ و جنس و بافت پارچه ها تنوع چندانی در فرم و سبک وجود نداشت.

با وجود چنین لباس های خاص، وفاداری به واقعیت ها و سختی طراحی لباس، با توصیه های خوب کارگردان و تلاش گروه مد، ایده های مناسبی برای «زالاوا» به ذهنمان رسید.

در رابطه با پوشش کردی، ضمن رعایت پارادایم فرهنگی آن دوران، پالت رنگی خوبی ایجاد کرده ایم تا رنگ های گرم لباس روستاییان ناخودآگاه گرمای مکان و فیلم را برای تقویت ظاهر عاشقانه و سرگرمی فراهم کند. ارزش های موجود در داستان

حرف آخر این است که بدون تعارف متعارف، قطعاً این فیلم را مدیون دو نفر هستم که واقعاً عشق را خلق کردند و فضایی را ایجاد کردند که من و همکارانم بدون دغدغه کارهایمان را انجام دهیم، یکی خانم سمیرا بردی به عنوان تهیه کننده و ارسلان امیری عزیز. به عنوان نویسنده و کارگردان