تام کروز و وضعیت روانپزشکی

تام کروز، بازیگر برجسته و سخنگوی ساینتولوژی اخیراً در مطبوعات، روان‌پزشکی را یک علم شبه می‌داند و روان‌پزشکان هرگز به کسی کمک نکرده‌اند. او می‌گوید “چیزی به نام عدم تعادل شیمیایی در مغز وجود ندارد” و کاری که مردم باید انجام دهند این است که دلایل اصلی را بررسی کنند و سپس از مشکلات خود عبور کنند. احتمالاً ساینتولوژی راهی برای انجام این کار است. به بروک شیلدز بازیگر که از افسردگی شدید پس از زایمان رنج می برد و داروهایی مصرف می کرد که کمک قابل توجهی به او کرد، گفت، او کارهای وحشتناکی را با بدن خود انجام می داد.

تام کروز اشتباه می کند، اختلالات روانی جدی وجود دارد که با مداخله دارویی کمک می شود. و حتی اگر همیشه نتوانیم نحوه عملکرد آنها را توضیح دهیم، روانپزشکان و عصب شناسان بیشتر و بیشتر در مورد این مکانیسم ها یاد می گیرند. اما این نیز درست است که روانپزشکی ممکن است فراتر از عرصه های تخصصی خود حرکت کند. و من این را به عنوان یک روانپزشک می گویم، نه یک بازیگر، معتقدم که ما داروهای زیادی را تجویز می کنیم و رفتارهای زیادی را به عنوان بیماری تعریف می کنیم.

نتایج یک نظرسنجی که به تازگی منتشر شده و با حمایت دولتی در مورد سلامت روانی کشور انجام شده است، پیش‌بینی می‌کند که در یک دهه آینده، بیش از نیمی از آمریکایی‌ها در طول زندگی خود به یک اختلال روانی مبتلا خواهند شد. خبر خوب ظاهری این است که در حال حاضر، تنها یک چهارم آمریکایی ها از بیماری روانی رنج می برند. شاید بپرسید چگونه این همه بیمار را گرفتیم؟ ارتباطی با نحوه تعریف ما از بیماری روانی دارد. انجمن روانپزشکی آمریکا، اولین بار بیماری های روانی را در کتابچه راهنمای چاپ شده در دهه ۱۹۵۰ تعریف کرد. این اولین راهنمای تشخیصی و آماری (DSM I) شامل ۶۰ اختلال بود. در ۴۰ سال گذشته، چهار نسخه وجود داشته است، DSM IV فعلی، شامل ۳۰۰ اختلال است. همه چیز از اختلال برانگیختگی جنسی، خجالتی مفرط، پرخوابی (بیش از حد خوابیدن)، بیش از حد جنسی (فعالیت جنسی بیش از حد)، ده ها سایه افسردگی، اختلالات دوقطبی، اختلال مرزی و بیش فعال بودن. روانپزشکان به این امید DSM را توسعه دادند. درک ما از بیماری های روانی را اصلاح می کند. اما اتفاقی که افتاد این بود که ما احساسات و رفتارهای مشکل ساز را به عنوان بیماری تعریف کردیم و با این کار به این نتیجه رسیدیم که چون این تظاهرات را نامگذاری کردیم، به این معنی است که می‌دانیم چگونه مشکل را درمان کنیم. ما اغلب نمی دانیم که چگونه مشکلات رفتاری را به بهترین نحو درمان کنیم، و حتی زمانی که انجام می دهیم، آنچه برای آنها تجویز می کنیم اغلب به همان اندازه ضرر دارد. و آن را به شرایط مصرف دارو تبدیل کرد. در اکثر نقاط جهان، اگر احساس اضطراب، غمگینی، خوابیدن، از دست دادن اشتهای خود برای غذا یا رابطه جنسی دارید، به عنوان بیمار روانی تعریف نمی شوید. خانواده‌ها جمع می‌شوند، آیین‌های شفا برگزار می‌شود، حمایت بسیج می‌شود و مردم عموماً خودشان را جمع می‌کنند. آنچه در آمریکای معاصر اتفاق می‌افتد این است که ما بسیاری از افراد را به‌عنوان بیمار روانی تعریف می‌کنیم، به دلیل بیماری‌هایی که ممکن است نداشته باشند و بیش از حد داروها را با تمام عوارضشان تجویز می‌کنیم.

این را در نظر بگیرید، نزدیک به ۴ میلیون کودک در ایالات متحده مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) هستند که ۷.۵ درصد از کودکان در سن مدرسه را تشکیل می دهند. سالانه میلیون ها نسخه برای این کودکان برای داروهای قوی نوشته می شود. این داروها همیشه با قیمتی همراه هستند. آنها به صورت فلکی خاصی از علائم را هدف قرار می دهند، اما همیشه باعث علائم دیگر می شوند. کودکی که ADHD تشخیص داده می شود ممکن است تمرکز بهتری داشته باشد اما افسرده تر، پرخاشگرتر، بی خوابی و حتی خودکشی شود. امروزه ۲۵ درصد از کل مرگ و میرهای ناشی از مصرف بیش از حد داروهای تجویزی است. طبق گزارش آژانس خدمات بهداشت روانی و سوء مصرف مواد (SAMHSA) در دهه گذشته ۶۳ درصد افزایش مراجعه به اورژانس در ارتباط با سوء مصرف داروهای تجویزی مشاهده شده است. SAMHSA تخمین می زند که در حال حاضر ۹ میلیون نفر از داروهای تجویزی سوء استفاده می کنند که ۳ میلیون نفر از آنها کودکان بین ۱۲ تا ۱۷ سال هستند.

اغلب، این داروهای ADHD حتی کار نمی کنند. در یک مطالعه ملی که اخیراً تکمیل شده است، مرکز مطالعات کودکان دانشگاه نیویورک گزارش داد که ۲۸ درصد از والدین دارای فرزندان بین ۵ تا ۱۸ سال که به طور روزانه این داروها را به کودکان ADHD خود می‌دادند، گفتند که این داروها مؤثر نبودند. به هر حال والدین به آنها می دهند، زیرا معلمان و مدیران متخصص بهداشت روان آن را به عنوان مناسب ترین راه حل برای مشکلات کودک تشویق می کنند. علاوه بر این، دارو اغلب تحت پوشش بیمه است، و مطمئناً آسان تر از آن است که تعهد به مشاوره که اغلب پوشش داده نمی شود، یا در بهترین شرایط، کاملاً محدود است.

ما باید از تعریف عادی بودن شرایط انسانی به عنوان یک بیماری روانی که تجویز داروهای قوی بهترین راه حل برای آن است، دست برداریم. وقتی صحبت از مشکلات رفتاری کودکان به میان می‌آید، بیایید در تغییر رفتار آنها از مواد مخدر به عنوان اولین انتخاب استفاده نکنیم و گزینه‌های دیگر را در نظر بگیریم:

با کسی صحبت کنید که می تواند به شما کمک کند از منظر دیگری به خود و فرزندانتان نگاه کنید. درمانگری که باور ندارد داروها تنها ابزار تغییر رفتار هستند

محدودیت ها را تعیین کنید، این یک تجربه اصلاحی نفس است. اگر بخواهیم به عنوان مردم و سیاره زنده بمانیم، گفتن “نه” یا “نمی توانی آن را داشته باشی” بسیار مهم است.

وعده شام ​​را به یک مراسم خانوادگی مرکزی برگردانید. دور میز شام با غذای خوب جمع شوید، آسیب ها و شادی ها را به اشتراک بگذارید، چیزهایی که برای هر یک از اعضا مهم است.

کمتر تلویزیون تماشا کنید، استفاده از تلفن را محدود کنید، تعطیلات را در جایی بگذرانید که بتوانید خود را از همه انتظارات و خواسته‌های معمولی معلق کنید و از چیزهای عالی قدردانی کنید.

ورزش کنید، غذای مغذی بیشتری بخورید، بخندید و با دیگرانی که در اشتیاق شما شریک هستند ارتباط برقرار کنید.

تام کروز چیز زیادی در مورد روانپزشکی نمی داند و یقین او در مورد بی فایده بودن آن به تعصب مذهبی تنزل یافته است. اما این بدان معنا نیست که ما باید روند تضعیف روحیه به سمت آسیب‌شناسی روانی وضعیت انسانی را نادیده بگیریم.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر