اختلالات خوردن: فرم نامه برای شوهری که بی اشتهایی را تایید نمی کند یک مشکل است

مشکل بسیار رایجی که از والدین می‌شنوم این است که یکی از همسران با شدت مشکل موافق نیستند. فرد فکر می کند که فرزندش وزن زیادی از دست داده است و از کاهش اشتها می ترسد. دیگری فکر می کند که این فقط یک مرحله است و نمی خواهد بیش از حد واکنش نشان دهد.

حتی برخی از زوج‌ها زمانی که نمی‌توانند در مورد شدت بیماری یا بهترین گزینه‌های درمانی به توافق برسند، از نظر فیزیکی از هم جدا می‌شوند. حقیقت این است که اختلالات خوردن، هر یک از اعضای خانواده و ازدواج را ویران می کند.

پس اگر شوهرتان قبول نداشته باشد که وزن کودک شما آنقدر که فکر می کنید خطرناک است، چه می توانید بگویید و چه کاری انجام دهید. یکی از گزینه ها نوشتن نامه است. به خصوص اگر احساس می کنید که همه کلمات با صدای بلند گفته شده اند و هیچ یک از شما دیگر نمی توانید حرف دیگری را بشنوید یا موافق باشید.

نکته ای که در این نمونه نامه مد نظر خواهم داشت، احتمال وجود مسائل دیگر در ازدواج است. این نیز رایج است. متأسفانه، بیماری مانند اختلال خوردن می تواند آخرین میخ بر تابوت ازدواج باشد. لطفا توجه داشته باشید که اگر مشکل دیگری در ازدواج خود ندارید، این نامه همچنان می تواند برای شما مفید باشد.

همسر عزیز،

هرگز تصور نمی کردم در یک میلیون سال دیگر در این وضعیت قرار بگیریم. ما دخترمان را از خیلی چیزها محافظت کرده ایم. وقتی کوچولو بود مثل شاهین توی مرکز خرید نگاهش میکردیم و نمیذاشتیم بیرون تنها بازی کنه تا ربوده نشه.

ما تمام کمک هایی را که در مدرسه به او نیاز داشت به او دادیم تا مطمئن شویم که از تحصیل عقب نمانده است. ما دوستان او را به دقت زیر نظر داشتیم و تبدیل به خانه “رفتن” ما شدیم تا همیشه بدانیم او کجاست و با چه کسی همراه است.

من هرگز فکر نمی کردم، “ما باید از کودک خود در برابر اختلالات تغذیه ای محافظت کنیم.” او همیشه خوب غذا می خورد و هیچ وقت از خودش یا بدنش شکایت نمی کرد. فکر می کردم از خودش راضی است. من نگران از دست دادن وزن او هستم، اگرچه می دانم که شما می دانید که آیا این موضوع به اندازه من جدی است یا خیر.

ما مجبور نیستیم در مورد همه چیز در مورد کاهش وزن او به توافق برسیم. می خواهم بدانی چه چیزهای دیگری که در او می بینم تغییر کرده است. شاید شما هم متوجه آن شده باشید. او اغلب با دوستانش بیرون نمی رود و فقط با ما در خانه می ماند. بدیهی است که من می خواهم با او وقت بگذرانم، اما نه به قیمت رشد اجتماعی طبیعی او. این مثل او نیست

او افسرده، تنها و نگران چیزهایی است که شما هرگز به آنها فکر نمی کردید. مثل چیزی که در یک تاجین می‌ریزم یا اینکه در یک لیوان آب پرتقال برای صبحانه چقدر کالری دارد. او به خوردن غذاهایی از رژیم غذایی عادی خود ادامه می دهد که دیگر نمی خورد.

او از کره استفاده نمی‌کند، روی نان‌هایش پنیر خامه‌ای نمی‌خورد، و این برای سال‌ها صبحانه مورد علاقه‌اش بوده است. او می خواهد از خوردن گوشت دست بکشد. اینها فقط چند نمونه هستند؛ باز هم هست.

دیشب ساعت ۱ بامداد بهش نگاه کردم چون دیدم چراغش روشنه و فقط نشسته! من برای چند لحظه نگاه کردم و از اینکه چقدر مصمم و قوی به نظر می رسید هول شدم. انگار داشت ورزش می کرد انگار زندگی اش به خودش یا چیزی وابسته بود.

من فقط نمی فهمم این همه تغییرات از کجا می آیند. من می دانم که رفتارها و خلق و خوی بچه ها با بزرگتر شدن تغییر می کند، اما اینها به نظر من افراطی است. به خصوص با تغییرات زیادی که در یک زمان اتفاق می افتد. من واقعاً بهترین کار را نمی دانم. من فقط می دانم که به حمایت شما نیاز دارم و ما در حال تلاش برای کشف آن هستم.

می دانم که ما مسائل دیگری بین خود داریم و رسیدگی به آن برای هر دوی ما سخت است. این که آیا دختر ما در مشکل بزرگی است یا شاید او تازه شروع به رفتن به مسیر اشتباه کرده است. من فکر می کنم باید وسایلمان را پشت سر بگذاریم و فعلاً با هم کار کنیم تا ببینیم آیا او بیمار است یا نه.

اگر او مشکلی داشته باشد، هر دوی ما باید وضعیت او را بهبود دهیم. اگر فکر کنم او مریض است و تو نه، یا برعکس، هر چقدر هم که جدی باشد نمی‌توانیم به او کمک کنیم. بنابراین من دوست داشتم چیزهایی را که فکر می کنید در آنها تغییر کرده اند بنویسید. خواه در مورد خوردن باشد یا نه. هر چیزی که متوجه شوید متفاوت است.

من همین کار را انجام می دهم و سپس می توانیم یادداشت ها را با هم مقایسه کنیم. اگر تصمیم بگیریم که چیزی برای نگرانی وجود دارد، می‌توانیم با هم تصمیم بگیریم که بهترین راه برای این کار چیست.

من اشتباهات زیادی کردم. آنچه اکنون مهمتر است این است. و اینکه من و شما در حال تلاش برای یافتن راهی برای صحبت در مورد آنچه در حال وقوع است و ارائه یک برنامه هستیم. من باید به شما کمک کنم. من نمی توانم و نمی خواهم این کار را به تنهایی انجام دهم. اینکه با هم بمانیم یا نه فعلا مشکلی نیست. من فقط به کمک شما برای کمک به دخترمان نیاز دارم.

امیدوارم با افکار و احساسات خود در مورد همه اینها پیامی برای من بنویسید. فهرستی از چیزهایی که فکر می کنید تغییر کرده اند تهیه کنید تا بتوانیم یادداشت ها را با هم مقایسه کنیم. چیزهای زیادی وجود دارد که ما در مورد آنها موافق نیستیم، اما هر دوی ما کودک خود را بسیار دوست داریم. ما می توانیم در مورد آن توافق کنیم و از آنجا برویم. ممنون که این مطلب را خواندید و به افکار من فکر کردید. من واقعاً می خواهم افکار شما را نیز بخوانم.

این نمونه نامه به وضوح یک راهنما است. راهی برای شروع به بیان افکار و احساسات خود به روشی عینی، غیر عاطفی و بدون قضاوت. شما حتی می توانید کلمات من را بنویسید تا زمانی که کلمات شما شروع به بیرون آمدن کنند.

نامه را از آن خود کنید و از کلمات خود استفاده کنید. به این ترتیب واقعاً احساس و بیان خواهد شد. اگر به نظر شما شبیه نیست، شوهرتان به او اعتماد نخواهد کرد و ممکن است به خوبی پاسخ ندهد. قلب خود را در هر سطحی که احساس می کنید می توانید به دست آورید به اشتراک بگذارید و از این فرصت حداکثر استفاده را ببرید.

حتی اگر دیگر نسبت به همسرتان احساس عشق نکنید، به فرزندتان احساس عشق می کنید. بگذار این عشق بدرخشد. و مهمتر از همه، همیشه محترم باشید. فقط شما می توانید شما را کنترل کنید و حتی اگر شوهرتان این کار را نکند می توانید با احترام رفتار کنید. امیدواریم که همسرتان به خوبی پاسخگو باشد و ارتباطات بیشتر شود.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر