آیا اختلال خوردن ارثی است؟ نظریه های بیولوژیکی و ایجاد یک اختلال خوردن

یکی از سوالاتی که به نظر می رسد بارها و بارها مطرح می شود این است که عمه و مادرم اختلال خوردن داشتند.

آیا ارثی است؟

آیا من در معرض خطر هستم؟

شیوع بالای اختلالات خوردن در خانواده ها محققان را به این فکر واداشته است که ممکن است تأثیر ژنتیکی در ایجاد آنها وجود داشته باشد. مطالعات نشان داده است که ۵۸ تا ۷۶ درصد از بروز بی اشتهایی عصبی را می توان به عوامل ژنتیکی نسبت داد.

میزان شیوع بی اشتهایی عصبی در خواهران بیماران ۶ درصد برآورد شده است. بسیاری از شواهد ژنتیکی ما در ایجاد بی اشتهایی عصبی از مطالعات دوقلو بدست می آید که در آن دوقلوها از هم جدا می شوند.

این مطالعات نرخ بسیار بالاتری را برای ایجاد بی‌اشتهایی در دوقلوهای تک تخمکی نسبت به جفت‌های دوقلوی دو تخمکی گزارش کردند، در حالی که داده‌های اخیر نشان می‌دهد که نوعی جنبه ژنتیکی در ایجاد بی‌اشتهایی وجود دارد، داده‌های قطعی برای انتقال ژنتیکی هنوز در دسترس نیست. مؤسسه ملی سلامت روان در حال تأمین بودجه یک مطالعه پنج ساله با بیش از ۱۰ میلیون دلار بودجه است که ۱۱ گروه از محققان از آمریکای شمالی و اروپا (۱۰ مرکز بالینی و یک مرکز برای تجزیه و تحلیل داده ها) را گرد هم می آورد تا ژن های مؤثر را کشف کنند. خطر بی اشتهایی

در سال ۲۰۰۰، محققان استعدادهای ژنتیکی مشترکی را برای افسردگی اساسی، سوء مصرف مواد، اختلالات اضطرابی و اختلالات شخصیت شناسایی کردند. به طور مشابه، شواهد رو به رشدی وجود دارد که نشان می دهد بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی احتمالاً عوامل خطر ژنتیکی یکسانی دارند. مطالعات خانواده و دوقلوها نشان می دهد که بستگان در معرض خطر بی اشتهایی و پرخوری عصبی هستند زیرا یک جزء ارثی بین این دو اختلال وجود دارد.

همچنین احتمال زیادی وجود دارد که استعداد ژنتیکی برای چاقی و اختلال پرخوری وجود داشته باشد.

دومین سوال متداول این است که آیا می توانم از یک اختلال خوردن درمان شوم؟

آیا من باید برای همیشه با این زندگی کنم؟

جواب آره یا نه است.

یک فرد می تواند کاملاً خوب یا درمان شود و این کار به مقدار زیادی کار سخت نیاز دارد.

نتایج مطالعات در مورد بی اشتهایی عصبی برای حداقل چهار دهه، از دهه ۱۹۵۰، در ادبیات موجود بوده است.

در سال ۱۹۹۵، محققان مروری از ۶۸ مطالعه پیامد منتشر شده بین سال های ۱۹۵۳ و ۱۹۸۹ در مجموع ۳۱۰۴ بیمار منتشر کردند. نتایج پیگیری نشان می‌دهد که تفاوت زیادی در ویژگی‌های اصلی بی‌اشتهایی – وزن، قاعدگی، و رفتار غذایی وجود دارد.

آنها موارد زیر را یافتند:

در نزدیک به ۶۰٪ از افراد بی اشتها، وزن و قاعدگی ممکن است عادی شود، در حالی که تا حدودی کمتر (۴۹٪) رفتار غذایی عادی نشان می دهند. تمایز بین بهبودی، بهبودی و مزمن بودن (که تا حد زیادی مبتنی بر تمایز رایج اما خام بین نتیجه خوب و ضعیف است) نشان می‌دهد که به طور متوسط، بیش از ۴۰ درصد بیماران بی‌اشتها بهبود می‌یابند، یک سوم بهبود می‌یابند. و ۲۰ درصد دوره مزمن دارند.

مطالعه دیگری منتشر شد که یک مطالعه پیگیری ۱۰ ساله روی ۷۶ زن به شدت بیمار مبتلا به بی اشتهایی عصبی بود. پنج بیمار فوت کرده بودند که میزان مرگ و میر ۶.۶ درصد را نشان می داد. تنها ۱۸ (۲۳.۷%) پس از ۱۰ سال به طور کامل بهبود یافتند. شصت و چهار درصد در طول دوره بیماری خود، ۵۷ درصد حداقل در هفته، دچار پرخوری شدند. کمی بیش از ۲۵ درصد از بیماران مورد مطالعه نتیجه خوبی داشتند زیرا توانستند وزن طبیعی و چرخه های قاعدگی منظم را دوباره برقرار کنند، حتی اگر هنوز به طور طبیعی غذا نمی خوردند.

آنها از انواع رفتارهای بی اشتهایی برای کنترل وزن خود استفاده کردند و اختلال قابل توجهی در تصویر بدن نشان دادند.

چهل و پنج درصد قادر به ایجاد وزن طبیعی و چرخه قاعدگی و همچنین عادی سازی سایر علائم بی اشتهایی نبودند.

وقتی به تحقیقات انجام شده در مورد اختلالات خوردن نگاهی می اندازیم، می بینیم که ممکن است منشا ژنتیکی داشته باشند و همچنین می بینیم که واقعاً چقدر جدی هستند!

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر